شنبه 1386/11/06
از یه دوست
سلام
اگر بر گل تکيه زنی می شکند
اگر بر آب تکيه زنی می رود
اگر بر تار تکيه زنی می ريزد
اگر بر روز تکيه زنی شب گردد
اگر بر شب تکيه زنی روز گردد
اگر بر دوست تکيه زنی دشمن گردد
که جهان جايگاه تکيه زدن نيست
سست است و بی مقدار
هر روز عوض می شود و هر دم به رنگی در آيد
پس بر آن تکيه زن که در جهان نيست
نمی ميرد و می ماند
بوده است و هست
دشمن نمی شود و پژمرده نمی گردد
جان می دهد و می گيرد
او خداوند يست که پشت هيچ تکيه کننده ای را خالی نمی کند
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:49 توسط : فرشته درون
از یه دوست
سلام
اگر بر گل تکيه زنی می شکند
اگر بر آب تکيه زنی می رود
اگر بر تار تکيه زنی می ريزد
اگر بر روز تکيه زنی شب گردد
اگر بر شب تکيه زنی روز گردد
اگر بر دوست تکيه زنی دشمن گردد
که جهان جايگاه تکيه زدن نيست
سست است و بی مقدار
هر روز عوض می شود و هر دم به رنگی در آيد
پس بر آن تکيه زن که در جهان نيست
نمی ميرد و می ماند
بوده است و هست
دشمن نمی شود و پژمرده نمی گردد
جان می دهد و می گيرد
او خداوند يست که پشت هيچ تکيه کننده ای را خالی نمی کند

ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 17:49 توسط : فرشته درون